فروغ فرخزاد به تئاتر شهر می‌آید / روایت محسن اردشیر از نمایش “خانه سیاه است” و حضور در جشنواره تئاتر فجر

محسن اردشیر معتقد است با “خانه سیاه است” تئاتر را تازه شروع کرده و این نمایش همه آن چیزی است که در نظر داشته تا بگوید.

نمایش “خانه سیاه است” به نویسندگی و کارگردانی محسن اردشیر از آمل امروز شنبه 27 بهمن‌ماه ساعت 17 و 20 در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر در بخش میهمان سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر اجرا خواهد شد. این نمایش که در باب زندگی، اشعار و آثار فروغ فرخزاد است مهرماه سال جاری در مجموعه تئاتر شهر آمل روی صحنه رفته است.

محسن اردشیر متولد ۱۳۶۰ از شهر آمل، دانشجوی کارشناسی کارگردانی تئاتر در دانشگاه تنکابن است. نمایش‌هایی چون “مرگ آنجل‌ها”، “ماه پیشونی” و “انسان و آرزو” بخشی از کارنامه کارگردانی اوست.

او نویسنده و کارگردان، طراح صحنه، مدرس و بازیگر تئاتر و از شاگردان قطب‌الدین صادقی است. وی عضو یونیمای جهانی است و جایزه، تندیس و دیپلم افتخار از بخش مسابقه فستیوال بین‌المللی تئاتر فجر را کسب کرده است. همچنین جوایز متعددی را از جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشجویی ایران، فستیوال تئاتر خیابانی مریوان و جشنواره‌های ملی دریافت کرده است.

محسن اردشیر در گفت‌وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره روند شکل‌گیری نمایش “خانه سیاه است” گفت: دغدغه این نمایش از شش سال پیش با من است. نمایش “خانه سیاه است” بخشی از زندگی فروغ را هدف قرار داده، در بخشی شعرهای او و همچنین فیلمی که فروغ ساخته است. گرچه ما به شکل خیلی رو در مورد فیلم “خانه سیاه است” حرف نمی‌زنیم، اما کلیت اجرا به گونه‌ای چیدمان شده که همه به همان هدف “خانه سیاه است”، یعنی همان مبحث جذام‌خانه‌ای که فروغ مطرح می‌کند، می‌رسند.

اردشیر در خصوص انگیزه‌اش از اجرای این اثر عنوان کرد: به نظر من فروغ با تمام زن‌های سرزمینش متفاوت بود. شدیدا جسارت داشت و مهمتر اینکه “خودش” بود. اگر امروز جامعه ایرانی رنج می‌برد، یکی از دلایلش این است که “خودش” نیست! آن ماسک‌هایی که جامعه به ما می‌دهد، خانواده به ما می‌دهد یا دنیای مجازی به ما می‌دهد؛ سبب می‌شود که خودمان نباشیم. اما فروغ برخلاف جریان حرکت می‌کرد و به نظرم، این خیلی دوست داشتنی است که فروغ در زندگی کوتاه خود، واقعاً خودش بود. من فکر می‌کنم کمتر بتوان کسانی را پیدا کرد که در زندگی، “خودشان” باشند! فروغ برای من همیشه یک سنبل بوده و از آن زن‌هایی بود که در زندگی‌ام همواره تاثیرگذار است. این کار در واقع یک ادای دین به نوشته‌های زیبای فروغ و جسارت‌های اوست.

این نویسنده و کارگردان تئاتر ضمن بیان اینکه این نمایشنامه براساس اتودهای مختلفی که سر کلاس از ایده‌های بازیگرانم گرفتیم شکل گرفته است، خاطرنشان کرد: این اتودها را پرداخت کردیم و در ابتدا به این مسیر رفته بودیم که در آن بخشی از مشکلات امروز خودمان را بیان کنیم. احساس کردم فروغ تنها کسی است که دارای المان‌ها و نشانه‌های مورد علاقه‌ام است و سپس خیلی ریزتر شدیم تا به نمایش “خانه سیاه است” رسیدیم.

او در ادامه افزود: من هر نمایشی را که کار می‌کنم، از یک ایده چند ساله خودم استفاده می‌کنم و عموماً اینگونه نیست که متنی را امروز بخوانم و دو هفته بعد آن را کار کنم. من مدت‌ها در مورد این ایده که از دوران نوجوانی در ذهنم بود، حرف زدم و فکر کردم و امسال فصل رشد آن بوده است. دوست داشتم که با محوریت فروغ فرخزاد بتوانم کاری را ارائه دهم، اما در مورد چگونگی انجام کار؛ این‌که آیا باید در مورد اشعارش حرف بزنم، دیالوگ درباره زندگی او بگویم و یا در مورد شخصیت او صحبت کنم؛ دغدغه‌ای بوده که سال‌ها راجع به آن فکر کردم و امروز شکل گرفت و به اجرای آن رسیدیم.

او ضمن اشاره به اینکه در اجرای این اثر نیز همانند دیگر نمایش‌هایی که روی صحنه آورده، به سمت تئاتر فیزیکال خاص رفته، یادآور شد: معتقدم با “خانه سیاه است” تئاتر را تازه شروع کردم. یعنی در واقع نمایش “خانه سیاه است”، آن تئاتری است که من دوستش دارم و اعلام می‌کنم که این کار و امضای من است. پس از این حتما امضای همه کارهای خودم را شبیه “خانه سیاه است” قرار خواهم داد. این نمایش همه آن چیزی است که من می‌خواستم بگویم. از سی بازیگر من در این اجرا بیست نفر آن تا الان صحنه را تجربه نکرده‌اند، ولی مطمئنم که تماشاگر با دیدن اجرای این نمایش، هیپنوتیزم خواهد شد. این کار بسیار سخت است و شاید مدینه فاضله هر کارگردانی باشد، اما من احساس می‌کنم در این نمایش، این اتفاق می‌افتد. البته شاید به واسطه علاقه شدید من نسبت به فروغ و این اثر است که در تمرینات، چنین حسی به من دست می‌دهد! حتی گاهی اوقات در تمرینات، کارگردانی از دستم خارج می‌شود و محو اثری که آن را تولید کرده‌ام می‌شوم؛ در مجموع فکر می‌کنم وقتی منِ کارگردان که ماه‌ها در تمرینات کار را می‌بینم، بدین‌گونه هیپنوتیزم می‌شوم، حتما در مخاطبی که برای اولین بار کار را خواهد دید، جذاب خواهد بود.

اردشیر همچنین اضافه کرد: در دنیا، تئاتر فیزیکال در درجه بسیار بالایی قرار دارد و ما هنوز در ابتدای راه هستیم. ولی برای مردمی که این نوع تئاتر را ندیده‌اند و ما که آن را تجربه نکرده‌ایم و کمتر از این نوع اجراها دیده‌ایم، جاذبه‌های بسیاری دارد.

این مدرس تئاتر با بیان اینکه اجراهای تئاتر دنیا به سمتی رفته است که زبان بدن بیشتر محور قرار می‌گیرد، تصریح کرد: ما در تئاتر وام‌دار اروپا هستیم و آنها اپرا را دارند. نه اینکه بگویم دیالوگ را حذف کنیم، اما وقتی کاری که قرار است با زبان بدن با تماشاگر خود حرف بزند و با او ارتباط برقرار کند، این ارتباط عموماً وسیع‌تر و عمیق‌تر برقرار می‌شود. جالب این است که من در تمام کارهایی که از چنین فرم‌هایی استفاده کردم، برخلاف برخی کارهای دیالوگ‌محور مخاطب بیشتری داشتم. ما امسال نمایش “بیگانگی” را در مریوان اجرا کردیم که چهار – پنج جایزه هم گرفت و آن کار هم فیزیکال بود.

او در ادامه افزود: قصد ندارم کارهای دیالوگ‌محور را زیر سوال ببرم، اتفاقاً کار قبلی من به نام “کاش می‌شد” کاری بود که مبنای اجرای آن بر محور دیالوگ‌ها استوار شده بود تا حرکت.

محسن اردشیر معتقد است زبان بدن و زبان حرکت بیشتر از دیالوگ کاربرد دارد و در این باره اظهار کرد: زبان به راحتی باعث سوء‌تفاهم می‌شود. جمله‌ای را با نیتی در ذهن بیان می‌کنیم، اما ممکن است مخاطب برداشتی دیگر داشته باشد! یا حتی گاهی اوقات آنچه را که به زبان می‌آوریم، با آنچه که در ذهن ماست، متفاوت است. اما ما نشانه‌های مختلفی را در حرکت قرار می‌دهیم و مخاطب می‌تواند به موضوع برسد.

او درخصوص فضای اجرای این نمایش گفت: من این فضا را از ابتدا انتخاب نکرده بودم، بلکه به آن رسیدم. همیشه رنگ‌ها، پارچه‌ها و حرکت؛ سه خصیصه اصلی کارهای من بوده است. با این حال دلیل ورودم به این فضا را نمی‌دانم! نه رقصنده ماهری هستم و نه تئاتر فیزیکال و زبان بدن را خیلی می‌شناسم!

اردشیر ضمن اشاره به اینکه در تئاتر دنیا هر حرکتی برای خود مفهومی دارد، اظهار کرد: نشانه‌شناسی ما در ایران بسیار ضعیف است و درکی از آن نداریم. چون به ما یاد نداده‌اند و آن را ندیده‌ایم. اما به هرحال چنین مدلی در کار، مورد علاقه من است.

او درباره نوع بازی‌های نمایش “خانه سیاه است” عنوان کرد: من همیشه دوست داشتم بازیگرانم روی صحنه دیوانه و جسور باشند. یک دیوانگی که سرشار از رهایی و پرواز است! در “خانه سیاه است” این اتفاق افتاده و لحظه‌هایی داریم که دیوانگی ده‌ها نفر را روی صحنه می‌بینیم و این برای من لذت‌بخش است. ما ۳۰ بازیگر داریم و حدود ۶ تا ۷ ماه تمرین کرده‌ایم.

این کارگردان در پاسخ به این پرسش که محبوبیت فروغ در میان خصوصا قشر هنرمند وصاحب اندیشه شاید نقدهایی را به این اثر وارد کند، گفت: زمانی‌که کار را شروع کردم، به دوستانم گفتم: اولین اتفاقی که بعد از اجرا می‌افتد، این است که برخی می‌آیند و می‌گویند: این چه تئاتری بود؟ اصلاً فروغ نبود! فروغ فرخزاد این نبود و از این دست انتقادها… باید بگویم که من در “خانه سیاه است” فروغ فرخزاد مورد علاقه خودم را نشان داده‌ام، از دیدگاهی که خودم به او و اشعارش نگاه کردم. اما خوشبختانه تا این لحظه کسانی که کار را دیده‌اند، با وجودی که فروغِ نمایش من، کلاً شاید ۳ دقیقه رو صحنه باشد، بیان داشتند که شدیداً در اجرا او را حس کردند و فروغ را پررنگ، در جای‌جای صحنه دیده‌اند. ضمن اینکه قطعاً نقد به کار وارد است و باید به رفع نقص‌ها بپردازیم. طبیعی است که من علاقه‌مندم صد در صد سالن نمایشم پر باشد و تماشاگر از کار لذت ببرد، اما می‌دانیم که این موضوع خیلی تخیلی و بچه‌گانه است و به هر شکل، نقد و نارضایتی هم وجود دارد.

اردشیر درباره میزان شناخت از فروغ فرخزاد گفت: فکر می‌کنم این خودِ فروغ بود که خودش را می‌شناخت و توانست به آن اشعار و یا جسارت‌ها برسد. من در حد خودم درباره فروغ مطالعه کردم و او را شناختم. خیلی از دوستداران فروغ هم وقتی درباره او حرف می‌زنند، به مسائلی اشاره می‌کنند که به نظرم اصلاً ارجحیت ندارد! چیزی که از فروغ بیشتر در ذهن من تاثیر گذاشته، این است که او از معدود آدم‌هایی بوده که شدیدا “خودش” بود! صادقانه عرض کنم که من با وجودی که شعرهای فروغ و مجموعه آثار او را می‌خوانم و دوست دارم، اما هرگز ادعا نمی‌کنم که او را شناختم. من حتی نسبت به شناخت خودم کامل نیستم، چرا که ممکن است در لحظاتی رفتاری از من سر بزند که بعدا از آن متعجب شوم. پس فقط می‌توانم از دید خودم وارد شوم و آن‌گونه که فروغ را دوست داشتم، اثرم را ارائه دهم.

بازیگران نمایش “خانه سیاه است”، پونه قدیری، افشین نبی‌پور، علی عباسی، نگار مجدد، علیرضا قربانی، مریم سبک رو، مهیار ورزگان، مریم کبیری، میلاد میرقربانی، محمدرضا لطفی، علی نعمتی، صدرا طاهرنژاد، کوثر چاووشی، نرگس حسین دوست، حسنا حسین دوست، محمدمهدی فاضلی، فاطمه موسوی، هلیا وحدت، نازنین موسوی، فاطمه گمنام، محمد عزیززاده گرجی، هستی علی زاده، صدرا فرزان، امیرحسین زمان زاده، پونه اسلامی، لیلا تیموریان، کمیل مهدوی، پریناز اسماعیل زاده، هانیه بذرافشان، ابراهیم غلامی، مهدی اسماعیل زاده، نرگس موسوی، یلدا درویشی، شمیم محمدی و مهران عبدی هستند.

کمپانی تئاتر و فیلم سونر

سونر یک کمپانی تئاتر و فیلم در آمل/ایران است که از سال 1391 به همت محسن اردشیر و همسرش غنچه شکوهیان در حوزه مطالعات انسان‌شناسی فرهنگ، بررسی رفتار و توسعه توانایی بدن و بیان بازیگر به تحقیق و پژوهش مشغول است و تاکنون توانسته هنرجویان مختلفی را وارد این عرصه کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

حضور چشمگیر شمالی‌ها در جشنواره تئاتر فجر

ش فوریه 16 , 2019
پس از پایان سی‌وهفتمین جشنواره فیلم فجر، حالا نگاه بسیاری از هنرمندان ایران به دو جشنواره موسیقی و تئاتر فجر است. امسال مازندران در جشنواره موسیقی فجر 4 گروه و در جشنواره تئاتر فجر 6 گروه دارد. معرفی گروه‌های حاضر در سی‌وچهارمین جشنواره موسیقی فجر چهارشنبه هفته گذشته در همین […]